تبلیغات
کلوپ آترا - داستان کوتاه
وقتی از شغلم واسه کسی حرف می زنم... بعد 2 دقیقه تفکر عمیق می پرسه: نقاشی می کنی دیگه، آره؟!!! پس خیلی آسونه! خوش به حالت!!! رشته من که ریاضیه!!!
وقتی کارمو به کسی نشون می دم بعد از 10 دقیقه چپ و راست کردنش میگه : نمیشد یکمی رنگاشو جیغ تر کنی؟! یکمی زرد و نارنجی و قرمز؟؟ حالا اصلا این چی هست؟!!
وقتی می بینم که یه نفر تو فتوشاپ فقط دماغ کوچیک کردن رو یاد گرفته!!! میاد میگه من هم گرافیستم!!!
وقتی می خوام از کارفرما پول بگیرم: میگه... کارت ارزش نداشته! تایپ و تکثیری سر کوچه ما واسم تو 10 دقیقه انجامش داد تازه اینقدرم پول نگرفت!
وقتی برای یکی از آشناهام طراحی میکنم و آخر هم پولش رو حساب رفاقت نمیده ، بعد همون آدم وقتی تو مغازش میرم جنسشو 2 برابر قیمت مینداره بهم!!!
من باز هم گرافیستم!
حقوق من با حقوق منشی دفترمون برابـــــــره!.....حتی شاید کمتـــــــــــــــر!!!!
وقتی روحیات خاص منو می بینن میگن : طرف خله دیگه! از کاراش معلومه!
وقتی میرم تو یه جمع خانوم خونه دار و بچه دار می گن: قربون دستت دخترم چند تا کاردستی واسه مدرسه ش داره دستتو می بوسه!
وقتی دارم با مداد رنگی تصویر سازی هام رو رنگ میکنم بابام میاد میزنه تو سرم و میگه خاک بر سرت این همه خرجت کردم بری برج طراحی کنی نشستی داری نقاشی میکشی؟!
وقتی دوستام به من به چشم طراح کارت ویزیت مفتی نگاه میکنن!
اما همچنان من گرافیستم! همچنان کارمو دوست دارم! همچنان به گرافیست بودنم افتخار میکنم و همچنان اگه منو بکشن باز هم شغلمو تغییر نمیدم!
بله من گرافیستم!

تاریخ : دوشنبه 5 خرداد 1393 | 05:25 ب.ظ | نویسنده : erfan | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب کوچه قشقایی
  • وب حسیــــن آل حبـــیب
  • وب تـــرنـــه مکـــرم
  • وب بازیچه